Article | مقاله

  یک گالری بدون مرز؛ یادداشتی بر جی آر

کارهایش دهانت را باز می كند و چشمانت را می بندد تا خيال پردازی كنی. آخر مگر می شود كه هر ديوار و سنگفرشی از خيابان های شهر، جايی شود برای نمايش دادن عكس هايت؟ مگر می توان گالری ای ساخت بی مرز و بی ديوار و رایگان که هر ساعتی از شبانه روز بازدید کننده دارد؟

Date : 12/11/2018

  عکاسی کثیف؛ یادداشتی بر چارالامپوس کیدوناکیس

در مرور عکس های این هفته، کارهای Charalampos Kydonakis از یونان برایم جالب توجه است. نور دهی از پایین و انعکاس (reflection) های نوری شدید در تاریکی شب یا نور کم روز، تکنیک غالب کارهای او است. عکاسی را به عنوان یک معمار از عکاسی خانه ها و ساختمان ها از سال ۱۹۹۷ شروع کرده، اما همان طور که خودش می گوید به مرور به موضوعات متنوع تری علاقه مند شده است. به کار با نور فلش (flash) از طریق آزمون و خطا آشنا شده و هر از گاهی تلاش می کند تا نوع متفاوتی از عکاسی را جستجو کند...

Date : 12/11/2018

  طنز عکاسانه؛ یادداشی بر الیوت ارویت

Ellio Erwitt یک عکاس همه فن حریف است. اگر کارهایش را مرور کنید، خواهید دید که نه تنها استاد عکاسی اجتماعی و خیابانی است، که در زمینه عکاسی خبری (photojornalism) و عکاسی تبلیغاتی هم کارهای فراموش نشدنی زیادی دارد. از عکاسان قدیمی مگنوم (Mgnum photos) است و علاوه بر عکاسی، در فیلم سازی هم دستی دارد و کارهای تبلیغاتی و مستند متنوعی در کارنامه ثبت کرده است.** از او فیلم کوتاه مستندی به نام Beauty Knows No Pain را که درباره مدرسه رقص دخترانه است، شخصا دیده ام که گمان می کنم برای آشنایی با نگاه هنری ا

Date : 12/11/2018

  شاعری که عکاس شد؛ یادداشتی بر هنگکی کوئنتجورو

Hengki Koentjoro بیشتر از این که عکاس خوبی باشد، یک شاعر است. تنها شعر هایش جسم و تصویری حقیقی گرفته اند. کم تر عکسی دارد که نتوان رویش مکثی طولانی نکرد یا نخواهی که برگردی تا دوباره و دوباره تماشایش کنی. برای جذب کارهایش شدن، به “رنگ”، به آن معنا که معمولا می شناسیم، نیازی نیست. دریای وسیع ی از رنگ ها، تنها بین سیاه و سفید هایش موج می زند. “سیاه، سفید”، “هست، نیست”، جوهره داستان عکس هایش است و این داستان از دل سیاهی به سفیدی و بالعکس در حرکت است. به نظر می آید که فلسفه چینی یین یانگ (Yin-Yang)

Date : 12/11/2018

  زیبایی جویی در روزمره ها؛ یادداشتی بر ویلیام اگلستون

از منظر زيبايی شناسی هر چيزی كه در پيرامون ماست، ارزش توجه دارد و اين شايد حرف كمی نباشد. حداقل به نظر مي رسد كه تلنگر فكری محكمی براي يك عكاس و علاقه مند به عكاسی است. اين را با ديدن و بررسی كارهای William Eggleston احساس كردم. او در كارش آدم شناخته شده و زبانزدی است. و نه اين كه الزاما معروفيت نشانه معرفت يك هنرمند باشد كه برعكس! شناخته شده بودن يك هنرمند اين فرصت را می دهد تا دقيق تر علت اهميت او را زير ذره بين قرار دهيم...

Date : 12/11/2018

  رنگ آمیزی در عکاسی؛ یادداشتی بر هری گرویرت

Harry Gruyaert بدون تردید شیفته رنگ هاست و هر چه بیشتر در کارهایش غرق شویم، تاثیر و تبدیل رنگ در داستان سرایی عکاسانه اش را عمیق تر درک و دریافت خواهیم کرد. چگونگی ترکیب رنگ های گرم و سرد با اشکال هندسی، سطوح صاف یا منحنی های بسته، خط های همیشه ناتمام و بیشتر از همه این ها، ارتباط این ها با حس و هوای آدم های عکس هایش، اتفاقی کم نظیر است...

Date : 12/11/2018

  دوباره دیدن؛ یادداشتی بر جی میسل

اولین توصیه های عکاسی که به گوشم خورد این بود که برای کسی شدن یا به جایی رسیدن باید روی زمینه ای مشخص و سوژه ای خاص تمرکز کنی ! اگر چه دیگر به چنین نصیحتی توجه و عقیده ای ندارم، آشنایی با کار عکاسانی مثل Jay Maisel این عدم التزام به توصیه بالا را تقویت می کند. اولین حسی که بعد از دیدن کارهای او در من ایجاد می شود این است که کارهایش بسیار گوناگون و از هر دستی است...

Date : 12/11/2018

  خیلی نزدیک؛ یادداشتی بر بوگی

Robert Capa می گوید اگر عکسی که گرفته اید خوب از آب در نیامده ست، لابد به اندازه کافی {به سوژه} نزدیک نشده اید. و این اولین چیزی ست که بعد از دیدن کارهای Vladimir Milivojevich به ذهنم خطور می کند. Vladimir Milivojevich، با نام هنری Boogie، علاقه و هنر خاصی در نزدیک شدن به سوژه های تابو شده دارد. سوژه هایی که شاید برای اکثریت عکاسان و مخاطبان عکاسی خطرناک، دل خراش و یا بیش از اندازه غم انگیز به نظر بیایند. Boogie را اغلب به دلیل عکاسی از موضوعاتی چون دار و دسته های خلاف کار، قاچاقچی ها و معتادان

Date : 12/11/2018

  جادوی هاروی؛ یادداشتی بر سیگ هاروی

عکس های Cig Harvey مرز بین حقیقت و تخیل را درمی نوردد. می تواند هر دو، هیچ کدام و یا چیزی بین آن دو باشد، و این انتخاب بیننده است. مثل پاراگراف اول یک داستان نیمه تمام، یک تابلوی نقاشی نیمه کاره، مخاطب را به نوشتن و کشیدن و تخیل سوق می دهد و این همان جادوی کارهای اوست...

Date : 12/11/2018

  بی سبکی؛ یادداشتی بر آندره کرتز

Andre Kurtesz از هر سوژه ای که چشم نوازی کرده و دلش را به دست آورده، عکاسی کرده است. او محدود به سبک مشخص و محدودی نیست و کار او را نمی توان به آسانی اغلب عکاسان سرشناس دسته بندی کرد. حتی محیط و پیرامونش اجباری برای عکاسی نکردن او نیست، ولو اینکه مجبور بوده باشد یک روز تمام را در خانه سر کند. گلدان گل رز، پلکان و نرده های فلزی، درب ورودی ساختمان و حتی ظرف و چنگالی که هر روز با آن غذا میل می کرده است، به راحتی توانسته اند خواستگاهی برای دگر اندیشی و نوآوری او به شمار آیند...

Date : 12/11/2018

  مهمانی خداحافظی - هامون و ماهی بزرگ

هامون* و ماهی بزرگ** هر دو شبیه هم تمام می شود. در آخر داستان، حمید هامون و دیوید بلوم (شخصیت های اصلی داستان) هر دو یک مهمانی ترتیب می دهند، یک مهمانی خداحافظی. در آخر قصه، مهمان های زندگی شان، چه خوانده و چه ناخوانده، چه زشت و چه زیبا، قداقد به تماشا ایستاده اند. دارند برای قهرمان قصه خود دست تکان می دهند و پای می کوبند، می خندند و اشک می ریزند. دارند برایش بدرود می فرستند و بدرقه اش می کنند...

Date : 12/11/2018

  گری وینگرند و در این جا بودن

به من چه که گری وینگرند* عکاس بزرگی بوده و کارهایش الهام بخش خیلی از عکاسان جوان بعد از خودش قرار گرفته است ؟! اصلا شهرت او یک مساله شخصی ست، اتفاقی ست که مربوط به خودش است و این چیزی را به من اضافه نمی کند. حتی این که در دانشگاه کلمبیا عکاسی آموخته و کارهایش در موزه هنرهای معاصر نیویورک و سن فرانسیسکو و ...

Date : 12/11/2018

  درباره سائل لیتر

پیرمرد لم داده روی صندلی و بازی گوشی می کند. با آن جوراب های قرمز و آن پولوور مندرس و کفش های کودکانه اش. مدام کف دستش را روی صورتش می کشد. نمی دانم خسته است یا چی! جواب سوال ها را یکی در میان می دهد. دست خودش نیست، خنده اش می گیرد...

Date : 12/11/2018

  یادداشتی بر فارست گامپ

فارست*، روی عرشه کشتی صید میگوی شخصی اش مشغول کار است. کمی آن طرف تر، ستوان دن**، همانطور که روی صندلی چرخدارش نشسته و سیگاری بر گوشه لبش دارد، آبی دریا را سیر می کند. دن به سمت فارست می چرخد، و انگار که بخواهد حرفی که سال های سال روی دلش باد کرده را بزند، سینه اش را صاف می کند و ...

Date : 12/11/2018

  هاشورهای بندگی در نگاه دانای کل - نگاهی به عکس امیر عنایتی

همیشه سوال اصلی این جاست که دوربین را کجا کار گذاشته ایم. چنین سوالی در روایت هر ماجرایی، چه دیداری و چه شنیداری معتبر است. شاید بتوان گفت که این روزها همه عکس ها به نوعی موضوعی تکراری دارند، و تنها چیزی که می تواند آن ها را متفاوت کند، زاویه و دریچه تماشای آن هاست...

Date : 11/22/2018

  قلمرویی در بی کرانگی خشک سالی - نگاهی به عکس محمد صفرپور

زن خمیده روستایی در میانه تصویر به درو کردن خرمن و چیدن ناچیز محصول زراعت خود مشغول است. قطعه زمینش تنها حلقه سبز باقی مانده ایست که می تواند بدان دلخوش کند. قلمرو کوچکی که تنها دارایی او و مردمان سرزمین جنوب ایران است. در پشت سر تا چشم کار می کند، خشکسالی است...

Date : 11/22/2018

  شکافی به بزرگی رنج های تبعید - نگاهی به عکس شقایق مرادیان نژاد

مجموعه «از صفر» کاری است از شقایق مرادیان‌نژاد، که یکی از فریمهای این مجموعه عکس را میبینید. بر اساس آنچه که عکاس درباره این مجموعه گفته است، او خواسته تا تداوم صدای آژیر خطر را که از زمان جنگ و از دوران کودکی با او همراه بوده است را به تصویر بکشد: ...

Date : 11/22/2018

  روزمرگی در آغوش طبیعت - نگاهی به عکس حسین ذبیح نیا مقدم

عشایر مسافران همیشگی زمین اند. از خانه ای موقت به کومه و کپری دیگر، از مرتعی سبز به دشتی بکر و تازه تر در حال کوچ دائمی اند. خانه شان طبیعت است و همسفرشان بنفشه های خندان و شقایق های نوروییده دره ها و تپه ها و پشته هاست. روایت زندگی عشایر تنها حکایت زحمت کشانی نیست که در تلاش همیشگی با ناملایمات زندگی، ...

Date : 11/22/2018

  روایتی واقعی از کودکان پرسشگر - نگاهی به عکس مرجان حسین زاده

پرده افتاده است و حالا نگاه معصومانه کودکی که از پشت پرده تماشایت می کند، درگیرت می کند. این اولین چیزی ست که لابلای چند عکسی که از مرجان حسین زاده به دستم رسیده، نگاهم را جلب می کند. پشت سر کودک یک سیاهی است، یک فضای تاریک و ترس آور است. چیزی شبیه یک دخمه. پرده ای ضخیم او را از فضای بیرونی و حیاط جدا می کند و ...

Date : 11/22/2018

  در غلظت رنگ ها، کله ها پاک شد - نگاهی به عکس رامین صفاری

رامین صفاری دست روی موضوع روز گذاشته است. موضوع آدم های گرفتار این روزها، آدم های سر در گریبان و سر در گوشی های موبایل پنهان کرده. اگر چه موضوعی نیست که به آن پرداخته نشده باشد، اما خب تلنگر کارش همین تکرار است و این عکس یک تلنگر خوب است. به گمانم اسم عکسش را هم درست انتخاب کرده است. “کله پاک شده ها”. یعنی کسانی که کله هایشان را پاک فراموش کرده اند...

Date : 11/22/2018

  انعکاسی ورای خیابان - نگاهی به عکس نسترن فرجاد پزشک

درباره عکاسی خیابانی بسیاری از عکاسان سرشناس جهان به اظهار نظر پرداخته اند. به ویژه که این ژانر به عنوان یک ژانر مستقل در عکاسی شناخته شد. عکاسی خیابانی چند اصل اساسی به جزا اصول فنی، محتوا و شیوه برقراری ارتباط عکاس با سوژه موردنظر دارد که همواره مورد توجه بوده است. برخی از عکاسان بر این باورند که بهترین تصاویر خیابانی همیشه موقعی ثبت شده اند که عکاس به دل جمعیت و شلوغی خیابان زده و ...

Date : 11/22/2018

  _لبخندی به وسعت دوستی های فراموش شده - نگاهی به عکس سلیمان گلی

عکس آقای سلیمان گلی عکسی صمیمی ست. داستانش واقعی و باورپذیر است. داستان قزوین گردی و کوچه پس کوچه های یک شهر و قهوه خانه ها و آدم های دورگرد و خرید و فروش لوازم عتیقه را می گوید. داستان دوستی آدم هاست. یک قصه دیروزی است در دنیای امروزی. این که همکار صاحب قهوه خانه، حالا دوست او شده و ...

Date : 11/22/2018
Logo

Ali Motamedi is an Iranian-American emerging freelance writer and street photographer. He has been writing essays and short stories for Iranian-American monthly and seasonal magazines including Peyk magazine in California ...

instagram facebook flickr

RECENT POSTS

www.ali-motamedi.com
© 2018 copyright PREMIUMCODING // All rights reserved
Develope by sinam - irseo