یادداشتی بر فارست گامپ

تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۷ بيست آذر

فارست*، روی عرشه کشتی صید میگوی شخصی اش مشغول کار است. کمی آن طرف تر، ستوان دن**، همانطور که روی صندلی چرخدارش نشسته و سیگاری بر گوشه لبش دارد، آبی دریا را سیر می کند. دن به سمت فارست می چرخد، و انگار که بخواهد حرفی که سال های سال روی دلش باد کرده را بزند، سینه اش را صاف می کند و می گوید:

“هی ، فارست .. من هیچ وقت به خاطر نجات جونم ازت تشکر نکرده بودم ..”

فارست، دست از کار می کشد. صاف می ایستد و نگاهش می کند. این جاست که من و شما و فارست، همه با هم غرق تماشای این لحظه می شویم، غرق لحظه ای با شکوه. فارست بلند فکر می کند که “ستوان دن، هیچ وقت هم زبانا تشکر نکرد ! “ ولی به خوبی می بینیم که دن، از روی صندلی چرخدارش بلند شد. روی لبه کشتی ایستاد، توی آبی دریا شیرجه ای جانانه زد و سرخوش و مست در افقی بی مرز گم شد.

دن، یک ستوان جسور و شجاع جنگ ویتنام است. او در ابتدای قصه برای افتخار و آروزهایش، و نه برای خود زندگی، تقلا می کند. او حتی برای مردنش هم نقشه کشیده است. مردن با عزت و مدال های آویخته بر گردن و نامی که از او خواهد ماند، آرزوی دیرینه اوست. اما از همان روز که فارست، در نبرد خون و گلوله، جانش را نجات داده است، مذبوحانه و بالاجبار بر روی صندلی چرخدار به نفس کشیدن ادامه می دهد. او به وضوح چنین وضعی را یک زندگی نکبت بار می داند. ناسزا می گوید و توی صورت زندگی تف می کند. از فارست متنفر است و روزی هزار بار آروزی نبودن می کند. او در نداشته هایش، لابلای صفحات تقدیر نو نوشته اش که حالا بر او تحمیل شده، نامی به زیبایی نام زندگی که هیچ، جایی برای تشکر هم پیدا نمی کند.

ستوان دن ، اگر چه زبانا از کسی به خاطر چیزی تشکر نکرد، آرام آرام، در داستانی موازی با قصه خود فارست، پیش می رود. او در توازن اتفاقات ریز و درشت، با خویش آشتی می کند و میان زندگی و افتخاراتش، خود زندگی را بر می گزیند. او بین داستان خود ساخته اش از نبرد مرگ و زندگی، و آن چه قصه گوی تقدیر برایش نانوشته گذاشته است، به نظاره ای بی نظیر می نشیند. گوش کردن را یاد می گیرد و شنونده خوب این روایت می شود. ستوان دن، شخصیتی است که به خوبی تغییر ماهوی او در سیر داستان را می بینیم. آن جا که حقیقت به سمت واقعیت تغییر مسیر می دهد و از خشم و غم که عبور می کند، عاشقانه زندگی رابر سینه می فشارد و به آرامش می رسد. ستوان دن، اگرچه نقش و قصه اول ماجرای فیلم فارست گامپ نیست، اما به راستی داستانی دوست داشتنی از آشتی آدمی و آروزهایش روایت می کند.

*Forrest Gump
**Lieutenant Dan
Photo: https://www.uschamber.com/series/above-the-fold/forrest-gump-s-lieutenant-dan-faces-the-inequality-conundrum



Logo

Ali Motamedi is an Iranian-American emerging freelance writer and street photographer. He has been writing essays and short stories for Iranian-American monthly and seasonal magazines including Peyk magazine in California ...

instagram facebook flickr twitter

RECENT POSTS

www.ali-motamedi.com
© 2018 copyright Ali Motamedi // All rights reserved
Develope by sinam - irseo